به نوشته اسرائیل هیوم، حملات آمریکا در فاصله شب سهشنبه تا بامداد چهارشنبه با اختلافنظر و بحثهای داخلی در دولت ترامپ همراه بود. در یک سو، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، با حمایت جیدی ونس، قرار داشتند و در سوی دیگر، پیت هگست، اسکات بسنت، مارکو روبیو و جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا.
این اختلاف بازتابدهنده معضل اصلی دولت آمریکا در مدیریت وضعیت کنونی است؛ نقض تفاهمها از سوی رژیم ایران، بازگشت تحریمها و نگرانی از بسته شدن کامل تنگه هرمز.
از سوی دیگر، دونالد ترامپ وعده حملهای شدیدتر را داده است؛ اقدامی که میتواند با واکنش متقابل ایران همراه باشد، هرچند احتمال بازگشت به جنگی تمامعیار همچنان پایین ارزیابی میشود.
اسرائیل هیوم مینویسد، تصمیم ترامپ برای اجرای حمله پس از آن گرفته شد که استیو ویتکاف و جرد کوشنر به او گزارش دادند عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، گفته است نمیتواند تضمین کند که سپاه پاسداران شلیک به کشتیها و نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز را متوقف خواهد کرد. این اظهارات عملا تلاش برای رسیدن به تفاهم با سپاه پاسداران درباره برقراری آرامش موقت در دوران دفن علی خامنهای و ادامه صادرات نفت ایران را ناکام گذاشت.
درخواست برقراری آرامش در روزهای دفن «رهبر» کشته شده در حمله آمریکا و اسرائیل از سوی ایران مطرح شده بود و مقامهای آمریکایی تصور میکردند فرماندهان سپاه، دستکم بهطور موقت، به این تفاهم پایبند خواهند ماند؛ زیرا بخش بزرگی از کشتیها و نفتکشهای ایرانی نیز از همین تنگه عبور میکنند و روزانه حدود ۵۰۰ میلیون دلار درآمد ایجاد میکنند.
همزمان واردات به ایران، بهویژه مواد غذایی، دارو و تجهیزات صنعتی مورد نیاز برای بازسازی خسارتهای جنگ، از سر گرفته شده بود.
با این حال، مقامهای آمریکایی همچنان احتمال دستیابی به توافقی جامع برای پایان جنگ میان ایران و آمریکا را «پایین» ارزیابی میکردند.
اسرائیل هیوم مینویسد، با این حال، فرماندهان سپاه تصمیم گرفتند «قواعد بازی را بر هم بزنند» و بر اصل کنترل بلندمدت تنگه هرمز پافشاری کنند؛ به این معنا که همه کشتیهای عبوری باید مسیر خود را اعلام کنند، مجوز عبور بگیرند و هزینه آن را بپردازند.
این اقدام مستقیما با یکی از بندهای یادداشت تفاهم در تضاد بود؛ بندی که بر آزادی کامل تردد در تنگه، دستکم تا پایان مذاکرات، تاکید داشت. همین بند زمینهساز تعلیق محاصره و لغو تحریمها، از جمله برخی تحریمهای پیش از جنگ، شده بود.
به گفته مقامهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل و آمریکا، جمعبندی اصلی این است که فرماندهان سپاه معتقدند میتوانند در آینده نزدیک امتیازهای بیشتری از آمریکا بگیرند، از جمله موافقت واشینگتن با دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز.
به باور این منابع، سپاه برای دستیابی به این هدف حاضر است حتی صادرات نفت، که اکنون با سرعت بالایی در جریان است، به خطر بیندازد.
به گفته دو منبع آگاه، ترامپ نشستی با حضور وزیران ارشد و چند تن از مشاوران خود برگزار کرد و در پایان تصمیم گرفت حملاتی گستردهتر از دور قبل انجام دهد، اما همچنان از اقداماتی که «قواعد بازی را کاملا بر هم بزند» خودداری کند.
در همان جلسه و همچنین طی ۲۴ ساعت گذشته، ویتکاف و کوشنر همچنان از ادامه مذاکرات با رژیم ایران حمایت کردند.
ترامپ نیز در گفتوگو با خبرنگاران در سفر خود به ترکیه به این اختلاف اشاره کرد و گفت فرستادگانش خواهان ادامه مذاکرات هستند، اما خودش به موفقیت این گفتوگوها باور ندارد.
او ایران را «دروغگو» و «دیوانه» توصیف کرد و گفت حتی اگر توافقی حاصل شود، تهران به آن پایبند نخواهد ماند.
در عین حال، ترامپ از وزیران و مشاورانش خواست چند سناریوی جایگزین آماده کنند؛ زیرا احتمال بازگشت به جنگی تمامعیار همچنان پایین ارزیابی میشود.
سه گزینه پیش روی ترامپ
حامیان مذاکره معتقدند گفتوگوها باید ادامه یابد تا درباره برنامه هستهای ایران توافق حاصل شود؛ زیرا منافع اقتصادی چنین توافقی در نهایت بر مخالفت فرماندهان سپاه غلبه خواهد کرد.
به اعتقاد آنها، حملات رژیم ایران بخشی از روند چانهزنی است و در صورت دستیابی به توافق متوقف خواهد شد. این مسیر احتمالا مستلزم امتیازهای مالی بیشتری از سوی آمریکا خواهد بود؛ همانگونه که در پیشنهاد هفته گذشته ویتکاف و کوشنر به تهران دیده شد. در آن پیشنهاد، ایران در ازای چشمپوشی از دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز، چند میلیارد دلار دیگر از داراییهای خود را فورا دریافت میکرد.
گزینه دوم، بازگرداندن کامل اجرای تحریمهای پیش از جنگ و جلوگیری از بخش عمده صادرات سوخت ایران است تا فشار برای ورود به مذاکرات جدیتر افزایش یابد. در این سناریو، عبور محدود برخی نفتکشها و کشتیهای باری از تنگه هرمز ادامه خواهد یافت تا از جهش قیمت سوخت جلوگیری شود.
گزینه سوم، بازگشت به محاصره دریایی تنگه هرمز و توقف کامل صادرات نفت و واردات کالا به ایران است.
به نوشته این گزارش، اجرای عملی این گزینه دستکم دو هفته زمان نیاز دارد و در عین حال، ضمن افزایش فشار اقتصادی بر ایران، احتمال تشدید تنش، از جمله حملات ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس، را نیز افزایش خواهد داد.

